برای بهزاد
بهزاد همه چیز را می دانست
بهزاد همه چیز را می دانست
طعم خوش بربری را به شرط آنکه تُست شده باشد
فرمول شیمیائی ودکا و ویسکی را بی آنکه نوشیده باشد
را St. Laurent ساعات کار مهرورزان بلوار
بی آنکه مهر آنان در سینه پرورده باشد
بهزاد همه چیز را می دانست
و چه سبکبال می رفت در این شهر باد و باران
بهزاد دل ِ گرمی داشت
3 comments:
سلام. خوبی. چقدر این دو تا آخری خوب بود. بخصوص اون سراشیبی. بهزاد کیه؟من می شناسم؟
برای خوشی الکی خودم. نه، بهزاد را نمی شناسی. دوست دوستی از مونترال. ـ
آقا ای ول. می بینم که تغییراتی داره درت اتفاق می افته!!!!
Post a Comment