Monday, July 23, 2007

برای بهزاد

بهزاد همه چیز را می دانست
طعم خوش بربری را به شرط آنکه تُست شده باشد
فرمول شیمیائی ودکا و ویسکی را بی آنکه نوشیده باشد
را St. Laurent ساعات کار مهرورزان بلوار
بی آنکه مهر آنان در سینه پرورده باشد    

بهزاد همه چیز را می دانست
و چه سبکبال می رفت در این شهر باد و باران

بهزاد دل ِ گرمی داشت

3 comments:

Anonymous said...

سلام. خوبی. چقدر این دو تا آخری خوب بود. بخصوص اون سراشیبی. بهزاد کیه؟من می شناسم؟

MB said...

برای خوشی الکی خودم. نه، بهزاد را نمی شناسی. دوست دوستی از مونترال. ـ

Anonymous said...

آقا ای ول. می بینم که تغییراتی داره درت اتفاق می افته!!!!