برای بهزاد
بهزاد همه چیز را می دانست
طعم خوش بربری را به شرط آنکه تُست شده باشد
فرمول شیمیائی ودکا و ویسکی را بی آنکه نوشیده باشد
را St. Laurent ساعات کار مهرورزان بلوار
بی آنکه مهر آنان در سینه پرورده باشد
بهزاد همه چیز را می دانست
و چه سبکبال می رفت در این شهر باد و باران
بهزاد دل ِ گرمی داشت