حالا حکایت ماستگاهی آدم وقتی یک چیزی را به یک زبان دیگر میشنود یا می خواند فکر می کند حتما" طرف یک چیزمهمی دارد می گوید. حالا حکایت ماست. آنقدر به فارسی چیزی ننوشتم که حالا هر چرندو پرندی که به فارسی می گم فکر میکنم حتما" یک چیزی هست
Wednesday, July 25, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
2 comments:
اختیار دارید. می شه اینا که می گی رو با مولانا محمد مقایسه کرد. می شناسیش؟
فکر کنم. این مولانا محمد یک نفر یا چند نفرند؟ مو که اینجا یی ها به محمد می گن لانا هم یک دختر است سر کوچمون. محمد هم که تا دلت بخواد ریخته. ببین چه گیجمون کردی
Post a Comment